مجموعة مؤلفين

49

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

حسين آباد و دو فرسنگ تا حميد آباد و سه فرسنگ تا پرسوج است و راه بعضى كوه و كمر است و آب شيرين خوب دارد . من به على اكبر ، مكارى گفتم ، كه بايد حكماً پرسوج به روى ، ما منزل نمىكنيم مكارى قبول نمىكرد ، آقا سيد رضا حمايت او را كرد هر چه مىخواست به من گفت ميرزا مهدى بدش آمد . [ 5 ] و آقا سيد رضا دعوا كرد ، آقا سيد رضا هر جه مىخواست به او هم گفت . بعد قهر كرد ، ناهار « 1 » نخورد و تا شام ميرزا حسين با ميرزا جهانبخش و ميرزا مهدى به هزار مرافعه آوردش ، ولى من قهر بودم و در بين راه از اسب پياده شد و اسب را ول كرد در بيابان ، وقتى كه به منزل آمديم اسب سينه گير « 2 » شد . نان ، منى چهارصد دينار ، جو ، منى يك صد و پنجاه دينار كمتر مىشود . كاه ، منى پنجاه دينار ، هيزم ، منى صد دينار است . يك دخترى ، مال خان زاده آن ده مىبود خيلى خوشگل بود ، نمىدانم به نظر ما همچنين بود يا واقعاً خوب بود . [ شيره و كشمش پرسوج ] جمعه 18 [ ذى الحجه ] : منزل دوازدهم ، پرسوج بود . سه فرسنگ بود و راه كوه و كمر بود . چون آقا سيدرضا اسبش سينه گير شده بود ، دو فرسنگ پياده آمد ولى باز جزئى نگرانى را داشت ، بعد به هزار زور سوار شد ، اسب خيلى مىشليد و آقا سيد رضا اگرچه مىگفت صلحم ، ولى سر شام و ناهار نمىآمد . نان ، منى چهارصد دينار ، جو ، منى يك صد و هفتاد دينار ، كاه ، منى پنجاه دينار ، بيست و پنج من ، هزار دينار . هيزم ، منى صد دينار ، كشمش سبز ، منى هفت صد و پنجاه دينار ، كشمش و شيره بهتر از ننج مىشود خريد و بهتر است .

--> ( 1 ) اصل : نهار ، درهمه موارد ( 2 ) . يعنى اسب درسينه كوه يا بالاى دامنه گير كرده بود .